*مدل 1680 Classic از Nokia: اين گوشي 80 دلاري در واقع ارزانترين گوشي موبايل داراي دوربين است. اين گوشي قابليت ذخيره 1000 نام در دفترچه تلفن و دسترسي به اينترنت را دارد.
*مدل 7070 Prism از Nokia: اين گوشي با تاكيد بيشتر روي طراحي، براي كاربران كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين توليد شده است. اين گوشي كه با قيمت 80 دلار به فروش ميرسد، امكاناتي مانند دسترسي به اينترنت، دفترچه تلفن و ماشينحساب را به كاربرانش ميدهد.
*مدل B100 از SAMSUNG: اين گوشي 43دلاري بيشترين عمر باتري را در ميان ديگر گوشيهاي موبايل بازار دارد. در هر بار شارژ زمان آماده به كار اين گوشي برابر 450ساعت بوده و زمان مكالمه مداوم آن به 9ساعت ميرسد. در واقع B100 براي كاربراني كه امكان شارژ مداوم گوشي خود را ندارند، مناسب است.
*مدل C188 از SAMSUNG: اين گوشي كه براي كاربران چيني طراحي شده، داراي قابليتهايي مانند نمايشگر رنگي، مكالمه در حالت بلندگو، عمرباتري طولاني و دسترسي به اينترنت است. C188 با قيمتي در حدود 50دلار به فروش ميرسد.
*مدل W230 از MOTOROLA: ارزانترين گوشي مجهز به امكان پخش MP3 كه براي عرضه در بازار كشورهاي چين، هند، فرانسه، آلمان، روسيه، آفريقاي جنوبي و كشورهاي آسياي شرقي توليد شده است. اين گوشي كه با قيمتي متغير از 50 تا 100دلار به فروش ميرسد، امكاناتي مانند راديوي FM و قابهاي رنگي و متنوع را به كاربرانش ميدهد.
*مدل W270 از MOTOROLA: اين گوشي با قيمتي از 50 تا 100دلار بسته به منطقه فروش آن براي كاربران كشورهاي هند، هنگكنگ، تايوان، برزيل، اسپانيا و چين طراحي و توليد شده است. اين گوشي مجهز به تكنولوژي حذف صداهاي زايد محيطي در زمان مكالمه است كه ميتواند براي كاربران كشورهايي با شهرهاي شلوغ مناسب باشد.
*مدل W161 از MOTOROLA: اين گوشي با طراحي باريك و سبك امكان ذخيره 750 پيام متني، راديوي FM و 35زنگ موبايل مختلف را دارا است. قيمت اين گوشي بر اساس منطقه عرضه آن از 50 تا 100دلار متغير است.
*مدل FLARE از LG: اين گوشي 30دلاري مجهز به امكان دسترسي به اينترنت، شمارهگير صوتي، بلوتوث و استفاده از خدمات اپراتور VIRGIN است.
*مدل 1900 از HOP-ON: يك گوشي بدون نمايشگر براي تماسهاي ضروري كه با قيمت 20 دلار به فروش ميرسد.

از شخصی می پرسند «چرا قرص هایت را سر وقت نمی خوری؟»
پاسخ می دهد: «می خواهم میکروب ها را غافلگیر کنم.»
اشتباه
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»
پسر:« حالا فهمیدم که چرا پدر بزرگ همه موهایش سفید است.»
دو شکارچی با هم صحبت می کردند. اولی پرسید:« اگر خرسی به تو حمله کند، چه می کنی؟»
دومی: «با تفنگ شکارش می کنم.»
اولی: « اگر تفنگ نداشته باشی، چه؟»
دومی:« می روم بالای درخت.»
اولی:« اگر آنجا درخت نباشد، چی؟»
دومی: «خب، پشت یک صخره پنهان می شوم.»
اولی: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومی:« توی گودالی دراز می کشم.»
اولی: «اگر گودال هم نبود؟»
در این موقع، شکارچی دوم عصبانی شد و گفت: «داداش! بگو ببینم، تو طرفدار منی یا خرسه؟!
شبی ملانصرالدین خواب دید که کسی ۹ دینار به او می دهد، اما او اصرار می کند که ۱۰ دینار بدهد که عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دینار را بده، قبول دارم.»
ماجرای طنز
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!
جوک![]()
به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟![]()
اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!![]()
![]()
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشید شما از اون کارت پستال ها دارید که نوشته : عزیزم تو تنها عشق من هستی؟ مغازه دار گفت بله داریم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنید!
پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
![]()
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.![]()
![]()
:نام کامل
کریستیانو رونالدو داس سنتوز آویرو
نام مستعار:
کریس ، رون ،رونا، سلطان تکنیک
: تاریخ تولد.
5 فوریه 1985
قد:
184سانتی متر
وزن:
78 کیلو گرم
رنگ مورد علاقه:
سفید
هنر پیشه مورد علاقه:
آنجلینا جولی و جان کلود وندام
فوتبالیست مورد علاقه:
مارادونا ، کلایورت ، فیگو ، هانری و رونالدو
پر کردن وقت فراقت:
سینما رفتن موسیقی گوش دادن کتاب خواندن و زدن قدم
حرکات انفجاری کریستیانو رونالدو در اولدترافورد از صحنه های بیادماندنی در برابر بولتون واندرز در آگوست 2003 آغاز شد.
ملی پوش پرتغالی خیلی زود یک معامله 12.24 میلیون پوندی امضا کرد.رونالدو زندگی حرفه ای خود را در ناسیونال آغاز کرد بود قبل از انتقال به بهترین تیم لیگ یعنی اسپورتینگ.او می رفت که 25 نمایش را در طول فصل 03/2002 نشان دهد، به ثمر رساندن 3 گل؛ اما چیزهای مهم دیگری چشم های مامور اکتشاف یونایتد را به چنگ آورد کسی که برنامه های او را از نزدیک دنبال می کرد.و بعد از دیدن او و در راس آن نمایش خیره کننده او با یک گل در بازی دوستانه قبل از فصل یونایتد با اسپورتینگ، سر الکس فرگوسن تصمیم گرفت تا او را منتقل کند.رییس فاش کرد: "بعد از انکه ما با اسپورتینگ بازی کردیم بازیکن ها در رختکن مرتبا درباره رونالدو صحبت می کردند" " و در هواپیما یی که از مسابقه برمی گشتیم آنها من را وادار کردند تا با او قرارداد ببندم، چیزی که نشان می دهد آنها چه ارزشی برای او قائل شده اند."به دنبال نخستین درخشش خیره کننده او برای قرمزها، رونالدو بیشتر از 39 بازی در مدت فصل 04/2003 انجام داد، زدن 8 گل که شامل زدن اولین گل برای یونایتد در فینال جام حذفی در برابر میلوال را نیز می توان اشاره کرد.او همچنین در پایان اولین فصلش عنوان آقای بازیکن رام نشده را بدست آورد. رونالدو، بازیکن تازه وارد تیم ملی پرتغال، به طور مشابه به موفقیت هایی در سطح بین المللی دست یافت و یکی از بازیکنان موفق یورو 2004 بود اگرچه خودش را در شکست بازی فینال در برابر یونان که یک پیروزی مهیج را از کشور میزبان ربود، پیدا کرد.فصل 05/2004 نیز دیده شد بال قرمزها با برنامه خویش که به زدوخورد بازی انگلیسیها عادت کرده بود ، در حال پیشرفت بود و بسیاری از کارشناسان پیشرفت و به کامل شدن او را بیان کردند.با وجود اینکه در پایان فصل قهرمانی دست نیافت، اما مهارت رونالدو در دریبل وسرعت او اولدترافورد را با صحنه های زیادی از هیجانی در طول فصل جاودانه کرد.
اینم یه عکس از کریستیانو رونالدو


كليپي از خلاقيت كارگران ساختماني كه يه آهنگ رو به صورتي بسيار زيبا اجرا ميكنن . خيلي با حال بود !!!

عربه پسرشو گذاشته تو فرمون ماشين بعد رانندگي ميكنه وقتي ميرسه به پيچ پسره 4 دور با فرمون مي پيچه !

پسره سر كلاس رفته تو نخ همكلاسيش بعد با كفشش پاي همكلاسيش رو نوازش ميده !! دختره هم كلي حال ميكنه ولي آخرش مي فهمن كفش پسره گلي بوده و گند زده به پاي دختره !!!
زندگی چون گل سرخیست پر از خار
پر از عطر و پر از برگ لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم
خار و عطر و گل و برگ
همه همسایه ی دیوار به دیوار همند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه هر کس خنگه از جاش بلند شه یهو یه شاگرده بلند میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين اس ام اس رو با احساس بخون : آتش زدي بر خرمنم.... واي خر منم.. واي خر منم.... واي خر منم...... واي خر منم....... واي خر منم.......... . . . . . بابا فهميدم...اينقدر نگو!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ولتر: شما ممکن هست گلی رو لگد مال کنید اما محال است عطر آن را در فضا محو سازید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آموزش و پرورش اعلام کرد معلمایی که عینه شمع میسوزن تا آخر امسال گازسوز میشوند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست .......
امتحان ریشه هاست .....
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ........
زندگی چون پیچکی است انتهایش میرسد پیش خدا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزي از يک چوپان مي پرسند:اين همه چوپاني کردي رو اخلاقت تاثير نگذاشته مي گه:نع...نع..نع
هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد.تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد . . . شامپو يـــــد الله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط خدا ميدونه كه من فقط تو رو دوست دارم, فقط خدا ميدونه كه تو تنها عشق مني!فقط خدا ميدونه كه فقط تو رو مي پرستم !و فقط خدا ميدونه كه من اين آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میخوام قلکمو بشکنم با نصف پولش میخوام نازتو بخرم با نصفه دیگش یه مداد بخرم نازتو بکشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دومرحله تقسيم بندي ميگردد:
مجذوب شدن فيزيكي: هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
مجذوب شدن عاطفي: هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
دلربايي خود خواهانه: هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
دلربايي خالصانه:هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
3- مرحله هوس(اشتياق مفرط)
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
4- مرحله صميميت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
براي مدتها دوستان و خوانندگان با وفـاي ايـن سـايـت يـكسؤال را بيش از ديگر سؤالات پـرسيده اند: چگونه ميتوان رمانتيك بود؟
فكر ميكنم بايد بيش از هزار بـار به اين سـؤال پاسـخ دادهباشم، ولي گويا باز هم بايد توضيح بدهم. اين بار تصميمدارم از همه تجربيات، اسرار و پيشنهاداتـي كـه در چـنـتـهدارم برايتان بنويسم و
اميدوارم كه مفيد واقع شوند.
همه ميتوانند انجام دهند
بسياري از افراد بطور خدادادي داراي استعداد براي انجام رفتارهاي رمانتيك مي باشند. حتي بي احساس ترين انسانها نيز مي توانند ميز شام رمانتيكي را تدارك ديده، بدون دليلي خاص گـل بـه خـانه آورده و يا به يكباره شروع به تحسين و تمجيد از همسرشان بنمايند.
در زير پيشنهادات ساده اي ارائه شده اند كه براحتي و بدون زحـمت بـسيـار مـي توانيد همسر خود را تحت تاثير قرار دهيد. براي اينكار آماده شويد.
ليستي را تهيه كنيد
ليستي از مناسبتهاي گوناگـون از قـبـيل تـاريخ اوليـن روزي كه همديگر را ملاقات كرديد، سالروز ازدواج و تاريخ تولد، را تهيه نماييد. در ايـن روزهـا كـمي آب و رنگ به زندگي خود دهيد. غذايي مخصوص درست نماييد ( و يا سـر راه از بـيـرون تـهيه كنيد ). براي او كارت تبريك خريده و يا نامه اي كوتاه برايش بنويسيد تا بفهمد كه فراموشش نكرده ايد.
بسلامتي او بنوشيد
هنگامي كه سر ميز شمام مي نشينيد، بـسلامـتي هم بنوشيد. حتما نبايد مشروبات الكلي باشد، يك ليوان آب خـنـك يـا چـاي نـيـز هـمـان كـار را انـجـام مي دهد. جمله اي عاشقانه به او گفته و به سلامتي آن بنوشيد.
جلو رفته و او را نوازش كنيد
از قدرت نوازش استفاده كرده تا خاطره اي ماندگار را براي او در طول روز باقي بـگـذاريـد. چنين چيزي نيست كه بگوييم براي بوسيـدن هنـگام خـداحافـظي و رفتـن از خـانه وقـت و نيز زمان برگشتن، وقت نداريم. همـچـنـيـن در آغـوش كشـيدن يـكـديـگر بـعد از يك روز پردغدغه عملي در خور تقدير است.
يك آلبوم عكس تهيه كنيد
هميشه عكس بگيريد. دوربـيـن خـود را فـقط براي روزهاي تعطيل و مناسبت هاي خاص مورد استفاده قرار ندهيد. آلبوم عكسي از زنـدگي روزمـره خـود ايـجاد نـمـايـيد. هر دوي شما بعدها گرمي لحظات با هم بودن را هنگامي كه به آن تصاوير نگاه ميكنيد، تحسين خواهيد كرد.
از چيزهاي جالب نوت برداري كنيد
هر روز چيزي را براي او كنار بگذاريد. يك مـقاله شنيدني از روزنامه، لينكي در يك سايت و يا داستاني كه در محل كارتان شـنـيـده ايـد. او از ايـنـكه در طـول مـدت روز بـه فـكـرش بوده ايد از شما قدر داني خواهد كرد.
فكور باشيد
هر روز كاري فكورانه براي وي انـجـام دهـيـد. از درسـت كـردن يـك اسـتكان قهوه گرفته تا چسباندن يك يادداشت عاشقانه به كيف او و يا قـرار دادن شـكـلات مـورد عـلاقـه اش در كنار بالش پيش از وقت خواب. هر فردي عاشق برخورد با چيزهاي غافل گيرانه رومانتيك مي باشد.
به سر و وضع خود برسيد
بگـذاريـد شـمـا را در بـهـتـرين حالت ببيند. ايـن اشـتـبـاه اسـت كه فقط هنگام ملاقات با غريبه ها آراسته و مرتب بـاشـيم. اغـلب زنان دوست دارند همسرشان را تميز، مرتب و در شيك ترين لباسها ببينيد.
در مورد خلق و خوي خود با او صحبت كنيد
با او صادقانه در مورد احساسات خود صحبت كنيد.اگر دچار استرس يا ناملايمات زندگي مي باشيد، آنها را با او مطرح كنيد. همسرتان صادقت شما را تحصين نموده و وقـتـي با ناراحتي وارد منزل مي شويد، آن را يك مسئله شخصي تلقي نخواهد نمود.
در مورد اتفاقات روز بحث كنيد
در كنار هم نشسته و اتقافاتي را كه در طي روز برايتان رخ داده، بـازگـو نـماييد. گذراندن وقت جدا از هم باعث ميگردد كه بيشتر يكديگر را تحسين نماييد.
چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرشاز آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي اوميگردد. وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنانتـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شماخواسته شان را برآورده نماييد، در عـوض بـسيـار بـيـشتـراز طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهيد گرفت وآنها خوب مي دانند كه چطور اين كار شما را جبران كنند.
چه ازدواج كرده باشيد و چه در دوران نامزدي بسر ميبريد، اين قانون را بياد داشته باشيد: براي آمـاده نـگاه داشـتـن يك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافي است نكاتمثبت بسياري از او را به وي يادآوري نماييد.
در ادامه به 10 مطلبي كه همسر شما عاشق شنيدن آنها است اشاره ميكنيم:
شماره 10
"روز خوبي داشتي؟"
هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهدبود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد وي ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما يـك هشـدار: ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتي در مورد كوچكترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آماده نشستن و شنيدن داستانهاي او شويد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگر چه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبتهايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.
شماره 9
"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي"
همانطور كه مشخص است، اين بـه او مـي رسـاند كه شما وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد. سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟
شماره 8
"در مورد [ هر چيزي ] چه احساسي داري؟"
پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند. با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به وي مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلا فـقـط فردي جذاب بشمار مي آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي شويد؟
شماره 7
"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي"
قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وي شـده و سـبـب مي گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اينحال يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اينكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، بشمار خواهد آورد.
شماره 6
" تو واقعا زرنگ و باهوشي"
با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد.
شماره 5
"در روابط زناشويي بسيار خوب هستي"
بيان اين جمله باعث مي گـردد هـمـسرتان احساس كند كه يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي عيب و نقص بوده و باعث مي گردد كه احساس نمايد واقعا مي داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگاه دارد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشانگر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به عنوان ابزاري براي ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه هاي آنرا مورد ستايش قرار ميدهيد.
شماره 4
"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم"
ايـن جمله اي سنگين است؛ معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشيد. اما بخاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.
شماره 3
"تو بهترين دوست مني"
به او مي گوييد كه چگونه ماورا و فراسوي مسائل جنـسي مي انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند چراكه شما به مهمترين نكته اشاره كرده ايد: دوستي و رفاقت.
شماره 2
"تو يك مادر ايده آل خواهي شد"
اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد. هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان روي زمين خواهد نمود.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.
شماره 1
"تو زندگي منو كامل مي كني"
اين به او مي گويد كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـمـله اسـاسـا مـي گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.
اشاره باشكوه
"دوستت دارم"
اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده ايد خوب است هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.
چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گفتن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچگاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).
گفتگوي عشق
اكنون كه آموختيد كه چگونه مي توانيد همسر خود را خوشنود كرده و صورتش را سـرخ نماييد، اينكار را انجام دهيد! فقط به اين نكته فكر كنيد كه او در جواب كار شما در آينده چطور جبران خواهد نمود.
برخي عرفا مي گويند ما هفت بدن داريم. بدن فيزيكي يعني همين كه قابل مشاهده است اولين بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمي تواني ببيني بلكه يك حس شهودي لازم است تا آن را باور كني. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شكل مي گيرند. اگر تو عاشقي و اگر متنفري از امكان بالقوه بدن دوم استفاده كرده اي. اين حالات شرايطي هستند كه از استعداد طبيعي بدن دوم ناشي مي شوند. سرچشمة انرژي عشق و تنفر يكي است و اين دو با هم هستند. اين كه چرا از يك فرد به خصوص خوشتان مي آيد و از فرد ديگري متنفر مي شويد تفاوت آنها در طبيعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوي تو سعي مي كني از جهت هاي متضاد فراتررويد و اين را از ديدگاه ديگري هم مي توان بررسي كرد.
برخي ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسيم كرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسيم كرده. احساسي كه نسبت به ديگران داريم به هر دو بخش مربوط مي شود يعني گاهي با ديدن رفتارها و يا شنيدن حرف هاي يك نفر از او بدمان مي آيد و گاهي بدون داشتن دليل واضح و مشخصي از كسي بدمان مي آيد و اين حس از ناخودآگاه ما مي آيد. بخشي ا زذهن كه حد و مرزي ندارد و در مقايسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
بخش ناخودآگاه جايي است كه اگر بتواني به آن دست يابي به كمال خواهي رسيد. وقتي از كسي بدت مي آيد از او فرار نكن تو مي تواني به او فكر كني و به دلايلي كه باعث تنفرت شده بيانديشي. اين حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن حتي تظاهر نكن كه متنفر نيستي با آن مواجه شو و دركش كن.
:: اگر حس تنفر نداشتيم ::
اگر حس تنفر نبود شما هر غذايي را مي خورديد حتي غذاهاي فاسد شده و گنديده. شما حسي نداشتيد كه شما را باخبر كند.
اگر حس تنفر نبود شما هر آبي را مي نوشيديد چه آن آب تصفيه بود چه آب يك لجن زار. اگر حس تنفر نبود برايتان فرقي نمي كرد كه كيسة زباله را هر شب بيرون بگذاريد، چون حس بدي به شما دست نمي داد. اگر حس تنفر نبود برايتان فرقي نمي كرد حمام برويد يا نه. شما از كثيفي بدتان مي آيد و براي همين به حمام مي رويد. شما هرگز لباسهايتان را عوض نمي كرديد. سرتان را شانه نمي زديد، اتو نمي كرديد چون حسي نداشتيد كه به شما بگويد مرز زيبايي و زشتي، عشق و تنفر كجاست؟
وجود اين جفت متضاد باعث مي شود كه هر دو را درك كنيم.
:: عشق آزاد و رها ::
يك صخره را در نظر بگيريد شما با چكش و تيشه و قلم به جانش مي افتيد و او ذره اي تغيير نمي پذيرد و هم چنان سخت و مستحكم پابرجاست. اما همين صخره با دانه علفي كه از درون خودش سعي دارد راهي به بيرون بيابد مي شكند. عشق مثل اين علف بايد از درون صخره از دل انسان راهي به بيرون بيابد والا شما با سعي و كوشش نمي توانيد در دل هيچ كس نفوذ كنيد مگر خودش اجازة عبور را به شما بدهد.
:: عشق حقيقي ::
عشق حقيقي بي دليل است و از قلب سرچشمه مي گيرد. هرگز به دنبال تأييد عشق بامعيارهاي ذهني نباش. ذهن فقط به درد زندگي در دنيا مي خورد. اگر بخواهي مي تواني به توانايي ها و امكانات فردي كه دوستش داري فكر كني اما در اين صورت تو براي زندگي آينده به دنبال شرايط بوده اي. عشق فراتر از اينهاست. فراتر از معيارهاي ذهني است. عشق از جاذبه هاي بدني هم فراتر است نزديكي عشق فاصله هاي زماني و مكاني را درهم مي شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.
تو از طريق قلبت با قلب ديگري ارتباط مي گيري... اين رابطه كلامي نيست به حرف در نمي آيد و با هيچ معيار ذهني قياس نمي شود. از قلب عشق و اعتماد زاده مي شود. ذهن هميشه ترديد دارد در حالي كه عشق كاملاً اعتماد مي كند. عشق از بدن چهارم مي آيد بنابراين با معيارهاي بدن هاي پايين تر قابل سنجش نيست و فقط به وسيلة آنها به نحوي محدود حس مي شود.
شما وقتي كسي را دوست داريد تنها از حضورش شاد مي شويد و ديگر نيازي به هيچ چيز ديگري نداريد.
حالا به عنوان يك شاهد به فردي كه از عشق خود نسبت به او شك داريد فكر كنيد. تصور كنيد كه مقابل هم قرار گرفته ايد و شما به عنوان شاهد هم خود را مي بيني و هم او را. چه احساسي داريد؟ آيا ضربان قلبت تان تندتر شده؟ آيا حس مي كنيد امواج شادي بخش از سوي قلب او به سمت شما مي آيد؟ آيا حضور او برايتان نشاط آور است؟چشمان خود را ببنديد و اين امواج را با تمام وجود بررسي كنيد. تنها عضوي كه مي تواند بگويد شما عاشقيد يا نه قلبتان است.
:: دوستت دارم(واقعيت تكان دهنده ازعشق) ::
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم!
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم!
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني.
مرد جوان: مرا محکم بگير .
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت.
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
بسياري از رابطه ها بصورتي يكسـان آغـاز مـي شـونـــد: مـرد و زن نـسـبت به هر كلمه اي كه ابراز مي دارنــد، هرنـفسي كه مي كشند و هر حركتي كه انجام مي دهـند، وفـادار و پايبندنـد. همه چـيـز در ابـتـداي هـر رابـطـه جـدي بسيار دلپسند و خوب است، اما از كجا ميتوان فهميد كه اين شرايط بعد از سه ماه باز بـهمين صـورت تداوم خواهد يافت يا خير؟ چطور متوجه مي شـويد كه همسرتان براي شما مناسب است؟ آيا او به شما علاقمنديش را خواهـد گفت، آيـا او عـلاقمنديش را به شما نشان خواهـد داد يـا فقط به ديگران خواهد گفت كه ميخواهد شما در زندگيش باشيد؟
من در لحظه دوستت دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرگز بنظر نميرسـد كـه خبرهاي بدي در رابطه هاي تازه و نو وجود داشته باشد. زوجين
در مورد هر چيزي با يكديگر موافقند، از نوع غذايي كه در رستوران سفارش مي دهـنــد گرفته تا مقدار كره اي كه در سينما روي ذرت بو داده خود ميريزند. متاسفانه، در نهـايـت
لبخندهاي ساده حاكي از رضايت و موافقت و نيز ابراز علاقه هاي پـر شـور و نشاط پايان مي يابند.
زماني فرا ميرسد كه جمله دو كــلمه اي معروف گفته شده و احساسات سرد و بي روح موجود در آن آشكار مي گردد. هرچند گـفتن "دوستت دارم،" لـزوما جهتي صـحيح براي حـركت كـردن نـــيست. اين عبارت كوچك بايد براي زمان مناسبش كنار گذاشته شـده و نبايد همانند نقل و نبات در عروسي مرتب بالا انداخته شود.
گفـتن اين كـه صادقانه به شريك زندگي خود علاقمنديد، ارزشش بسيـار والاتـر از ادعاي دروغين دوسـت داشتــن او مي باشد. دروغگويي همچنين ممكن است يك رابطه خوب بالقوه را به خطر بيندازد. اين قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است ، از آنـجـايي كه زوجين گاهي اوقات مايل ميگردند احساسات خود را طريق نشان دادن علايق خـود بــه ديـگري بــزرگ جلوه دهند. اين به آن معنا نيست كه برخي از زوج ها هـرگـز هـمـديـگر را دوست نخواهند داشت، بلكه منظور اين است كه نبايد گرفتار لحظات لذت بــخش كاذب و زودگذر شد و آنچه كه واقيعت دروني نيست را بروز داد.
واقعيات را به او نشان دهيد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از قديم گفته اند "دو صـد گفته چو نيم كردار نيست،" اين جمله در مورد روابط خانوادگي نـيـز صادق است. ما عادت ميكنيم جمله اي قديمي و تكراري را بارها و بارها بشنـويـم، اما براي اينكه آن كلمات مؤثر واقع شوند، بايد عمل خـود را نـيـز به آنها اضافه كنيم. پس دفعه بعدي كه به همسرتان ميگوييد كه براي شما ارزشمند اسـت، فــراموش نـكنيد كه چگونگي احساس خود را در عمل به او نشان دهيد.
براي اين كار لازم نيست برايش گوشواره الماس بخريد. چرا كمي نوازشش نكرده و او را جايي كه هميشه دوست داشته برود، نبريد؟ گفتن به يك زن كـه او دنـيـاي شـمـا است خيلي آسان اســت، اما آيا ثابت نمودنش هم به اين آساني است؟ چه تعدادي از شما در اين لحظه از رابـطه تان به همسر خود مي گوييد كه براي او هر كاري انجام ميدهيد و در فـرصـت بـعـدي خــلاف جـهـت حرك كرده و جمعه شب به جاي اين كـه وقــت خود را با همسرتان سپري كنيد با دوستان خود به گردش و تفريح ميرويد؟
نامزد شما اين حقيقت را كه شما از يك شب تفريحي بياد ماندني با دوستانتان صـرفـه نظر نموده و ترجيح مي دهـيــد كه وقتي او نياز به شما دارد، وقت خود را با وي بگذرانيد بـسيار تحسين ميـكـنـد. يك رابطه مانند شركتهاي تجاري است؛ نـيـاز بـه زمـان، تـلاش و از خود گذشتگي بسيار دارد. زوجين ميـآيند و مــيروند، اما رابطه هاي حقيقي آنهايي هسـتـنــد كه علي رغم مشكلات زندگي تداوم يافته و زن و مرد بـيش از پـيـش بـه هـم نزديك ميگردند.
يك راه ديگر براي فهميـدن ايـنكه هــمسر شما آيا واقعا همان كسي است كه ميخواهيد باقي عمر خود را با او سپرس كنيد ايـن است كه مطمئن شويد داراي ديدگاهي يكسان درباره آينده ميباشيد. آيا هر دوي شما خودتان را چندين سال دورتر در حـال مشـاركـت براي بدست آوردن خانه اي براي زندگي و ارتقاي خانواده اي صميمي تصور ميكنيد؟ اگر به همگي سؤالات فوق به يك نحو پاسخ مي دهيد، به رابطه خود اميدوار باشيد.
نامزد به عنوان فرزند دختر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يك آزمون ديگر كه در كتابهاي تاريخي عشـقـي مـؤثر شـنـاخته شده، اين است كه از او بخواهيد با پدر و مادر و ديگر افرادي كه آنـها را دوست مي داريد ملاقات كند. اغلب اوقات افراد در روابط چشم و گوششان را مي بـنــدند چرا كه احساساتشان كنترل حواس پنج گانه آنها را بدست گرفته و قضاوتشان را نا كارآمد مي كند. بهترين راه تشخيص مسائـل در چنين شرايطي اين است كه مـحبـوب خـود را به پـدر، مـادر يـا يـك دوسـت صمـيـمي معرفي نماييد. از آنجايي كه ما به نظرات والدين و دوسـتـان خـوبـمان اعـتـماد داشـتـه و برايشان ارزش قائليم، آنها مي تـوانند بـصورتي شايسته قضاوت كنند كه آيا اين شخص مناسب ما است يا خير.
بسياري از افراد مي گويند كه اعضاي خانواده مايلند در روابط بين فرزندان و كسـانـي كه مورد علاقه آنها هستند دخالت نموده و به صـورتـي منـطقـي بـا مـوضـوع بـرخـورد كنند.
دختران زياد اين تاكتيك را بكار مي بـرنـد. آنهـا شـوهـر آينده خود را مجبور مي كنند تا از ميـان يك سري معرفي هايي كه ممكن است ساده و معمولي بنظر برسند، اما بيشــتر شبيه امتحانات دانشگاه مي باشند، بگذرد. با اينـكـــه سنجش و ارزش گذاري آشنايان لزوما نمره نهايي ما را تعيين نميكند، اثرات زيادي در تغيير نتيجه بدنبال خواهد داشت.
وقـتـي نامزدتان شما را براي صرف شام با فاميل خود دعوت ميكند، چه انتظاري داريـد؟
البته كه آن يك پيك نيك كنار ساحل نيست. آن شبيه يـك مصاحبه استخدامي است كه كـارفــرما (والـدين) از مـتقاضي (شما) سؤالاتي مي كند تا متوجـه شـود آيـا او بـراي آن موقعيت شغلي (دختر) مناسب است يا خير. پدر و مادر دختر شما را بـه عـنـوان كسي كـه قـرار اسـت مسـؤليت كار مراقبت از دختر كوچكشان را بعهده بگيرد نگاه مي كـنـنـد. بنابراين دليل اينكه اين كار مانند تجربه اي دشوار بنظر مي رسـد آن است كه مرحله اي تـعيـيـن كنـنـده و حــساس در يـك رابطه محسوب مي گـردد. اگـر پـدر و مـادر او شـمـا را نپسنديدند و يا برعكس، انتظار داريد ما بقي عمر شما با دختر آنها چگونه سپري گردد؟
از نقطه نظري ديگر، نمايشنامه "ملاقات با والدين" بيانگر احساس زياد بانويتان نـسبـت به شما ميباشد. اگر با پدر و مادر او ديدار كنيد، كاملا احتمال دارد كه او در حال عـاشـق شدن ميباشد.
خرده ريزهاي با اهميت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر ترانه قديمي و رقص رومانتيك را براي يك لحظه كنار بگذاريـم، زنـان "چـيزهاي كوچك" را به عنوان محك و مبناي رابطه درنظر ميگيرند. آيا نوع بستني مورد علاقه او در روزهاي نخستين آشنايي را بياد مي آوريد؟ اسـم گربـه دوران كـودكي او چه بود؟ اولين باري كه هـمـديگر را بوسيديد چه آهنگي از ضبط صوت پخش مي شـد؟ اطـلاعـات خـرده ريـز كـه ممكن است به نظر شما بي اهميت و بي ربط برسند، براي او بـه مـوضـوعـاتي دلـتـنگ كننده و به يادماندني مبدل ميگردند، بنابراين دقت كنيد.
بـا اينكه ممكن است زوجين در يك رابطه بدون اينكه بگويند "دوستت دارم" زمـان زيـادي را سپري كنند، بسياري چيزهاي ديگري وجود دارند كه نشانگر ميزان معـيـنـي از مهــر و علاقه نسبت به ديگري ميباشند. نكته اين است كه چگونگي يافتن آنها را بياموزيد.
تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنهاي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!
مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع ميكنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي
تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!
تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري
از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!
عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتادهست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد
از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!
يارو ازون تيمسار كسخلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!
به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بهت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بهت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم
تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها! پس حتماٌ برج ايفله!
تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه!
رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم. چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم. دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت. دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا كون لقت! اصلا نكنش!! رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!
تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه.
ملكه انگليس داشته از يك بيمارستان بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه: اوه! آقا خواهش ميكنم بفرماييد اين چه وضعيتي است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيل? زياده، اگر روزي 5 بار تخليه نكنه حالش وخيم ميشه! ملكه ميگه: عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يك مريض ساك ميزنه! ايندفعه قبل ازينكه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه: اين مريض هم همون مشكل رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده
تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميكنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه كه نميدونه!
102- تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
103- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده بوده سيدي ميفروخته، هي داد ميزده: سيدي ابي، سيدي ابي. تركه يك نگاهي به يارو ميكنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده، هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
104- تركه ميره بقالي، ميبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
105- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم!
106- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا تركه زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!
107- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، بگذار يك حالي بكنيم!
108- وسط اردبيل يه چاهي بوده، هي ملت ميافتادن توش،زخم و زيلي ميشدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار ميكنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس ميگذاريم بغل اين چاه، هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا ميكشن..آفرين! ايول! دمت گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال ميكنن، كف ميزنن سوت ميكشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب ميكنن،ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر ميكنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه ميزنيم!
109- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
110- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!
111- عربه ميره داروخونه ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه: بگذار برم هزار تا ميخ بخرم، يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: آره، 3 تا كارتون ميخ ميگذاره جلو عربه... عربه يك نگاه ميكنه ميگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
112- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيلميدن، ميبينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشيهاي تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!
113- تركه ساندويچفروشي داشته، يك روز يك بابايي مياد ميگه: قربون يك ككتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
114- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!
115- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
116- تركه دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
117- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
118- اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
119- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
120- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
121- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
122- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
123- تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
124- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
125- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
126- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
127- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
128- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!
129- از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
130- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
131- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
132- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
133- تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
134- تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
135- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، دويست ميليون نقد ميدزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!
136- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
137- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
138- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
139- تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
140- تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
141- تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
142- تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
143- چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع ميكنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش ميكنن ببينن چيميخواد بگه، بعد ميبينن نميتونه حرفش رو بزنه، بيخيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر ميگفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نميكرده، وقتي ميرسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!
144- از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست!
145- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
146- از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!
147- تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
148- تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
149- تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
150- ترياكيه پيغامگير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!
غضنفر ميميره، اونو پيش يه مسيحي دفن مي کنن. بعداز مدتي، مسيحيه مرتب به خواب فاميلاش ميآد و گله ميکنه و به بابا و مامانش ميگه: جاي قبر منو عوض کنين، آخه اين غضنفر هرروز صبح زود مزاحم من ميشه و ميگه: توکه لباس تنته، برو چند تا بربري بخر.
يه بچه چوچول مامانشو ميبينه و ميگه: مامان اون خطه چيه؟ مامانه فکر مي کنه: اگه بگم چوچوله، بچه پررو مي شه. ميگه: با بابات رفته بوديم جنگل، بابات ميخواست درخت رو قطع کنه، سر تبرش گرفت اينجا و خط افتاد. بچه هه ميگه: اوه، صاف زده وسط چوچول.
يه زن مي ره دکتر و مي گه: آقاي دکتر من هر چي به شوهرم مي دم، سير نمي شم! دکتره ميگه: خوب به دوست و آشنا و فاميل هم بدين! زنه ميگه آقاي دکتر به اون ها هم مي دم ولي باز هم سير نمي شم! دکتره مي گه: خوب، به همسايه هاتون، بقال سرکوچه، قصاب محله هم بدين، سير مي شين! زنه مي گه: آقاي دکتر به اون ها هم دادم ولي سير نشدم! دکتره مي گه: خانوم پس شما مريضين! زنه مي گه: آقاي دکتر، لطف کن بنويس که من مريضم تا نشون فاميلهاي شوهرم بدم. چون هر چي من مي گم مريضم، اونا ميگن: نه، تو زن خرابي!
يه روز از ترکه ميپرسن که نظرت در مورد جنگها و حمله هاي آمريکا چيه ترکه ميگه که آمريکا يه پاشو گزاشته رويه افغانستان يه پاشم گذاشته روي عراق من فکر ميکنم که ميخاد برينه رو ايران.
غضنفر با يه خانوم ميرن مطب دکتر. غضنفر ميگه: آقاي دکتر من نميتونم بچه دار شم! دکتر ميگه: چرا؟ غضنفر ميگه: بلد نيستم! دکتره مي گه: خب مي خواي يادت بدم؟ غضنفر با اشتياق مي گه: بله. بعد دکتره شروع مي کنه و ترتيب زنه رو مي ده. بعد رو مي کنه به غضنفر و مي گه: ياد گرفتي؟ اونم ميگه: بذارين من هم امتحان کنم. روزها مي گذره و غضنفر با زنه ميرن به مطب دکتر و غضنفر اين کار رو تکرار مي کنه. يه روز دکتره غضنفرو نشون دوستش مي ده و مي گه: طرفو مي بيني خيلي خره، زنشو آورده بود تا من ترتيب دادنو يادش بدم. دوست دکتره مي گه: اي بابا، اين که کار هميشگي اونه، جا که نداره، کارشو تو مطب دکترا مي کنه.
پسر عربه ميره تو يه مغازه لوازم خونه ميگه: آقا اگه من با كيرم اين اتو رو بلند كنم چي بهم ميدي؟ يارو هم ميخنده ميگه: خود اتو رو ببر! پسره هم بلند ميكنه و اتو رو وَر ميداره ميبره. فرداش
پسره با باباش مياد به صاحب مغازه ميگه: با بابام اومديم يه يخچال ببريم!!!
به يک نفر ميگن با آب جمله بساز. ميگه کيرم تو کس زنت. ميگن پس کو آبش. ميگه برو از زنت سوال کن
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!!!
يارو تيمساره از تهران ميره اردبيل سركشي، ميبينه همه جاي شهر مامورين نيروي انتظامي شلوارا رو كشيدن پايين و قنبل كردن! يارو خيلي عصباني ميشه، ميره پيش رئيس اون حوزه ميگه: خاك بر سرتون! اين چه افتضاحيه؟! چرا همه سربازا تو شهر كون برهنه قنبل كردن؟! يارو ميگه: يواش قربان! يك قزوينيه از زندان فرار كرده، ما براش تله گذاشتيم!!!
زنه ميره ميوه فروشي، ميگه: آقا خيار كيلو چنده؟ يارو ميگه: دويست پنجاه تومن. زنه مانتو شو باز ميكنه، ميگه:حالا چنده؟ يارو ميگه: دويست تومن! زنه پيرهنشو درمياره، ميگه: حالا چند؟ يارو ميگه: صد و پنجاه تومن! زنه دامنشم درمياره ميگه حالا چند؟ يارو ميگه صد تومن! خلاصه زنه همينجوري لباساشو در مياره يارو هم ميگه: پنجاه تومن، بيست تومن، ده تومن، پنج تومن، چهار تومن، سه تومن، دو تمون، يه تومن،..آااااه!.... دويست و پنجاه تومن!!!
به تركه ميگن: نظرت در باره كير چيه؟ ميگه: والله نميدونم، بايد بشينم روش فكر كنم!!
به يارو مي گن: بزرگ ترين آرزوت چي يه ؟ مي گه: يه کوچه بن بست و يه بچه ۵ ساله! مي رسن؟
بدترين خاطره ات چي يه؟ مي گه: ۵ سالگيم تو کوچه بن بست.
اون چيه که پدره مي ماله و بچه هه مي خوره؟ خوب معلومه ديگه: کره اطلس طلايي يه !!!
يه زن و يه مرده، مي رن سينما. يه زنبور مي ره توي شورت زنه. اگه گفتين زنبور کجا رو نيش
مي زنه؟
درست حدس زدين، دست مرده رو !!!
حسن آقا داشت براي رفيقش از افتخاراتش مي گفت: اين تهرون عجب جاي خوبيه! وقتي ميرسي ترمينال، با ماشين آخرين سيستم ميان دنبالت، ميگردوننت، شب هم مي برن خونشون، مفصل ازت پذيرايي مي کنن، حالتو مي کني و فردا صبح هم، مييارنت جلوي ترمينال و خداحافظي ميکنن و بر ميگردي. رفيقش که تعجب کرده بود، ميپرسه؟ تو کي رفته بودي تهرون؟ تو که ديروز با من بودي! حسن آقا مي گه: من که نرفته بودم، خواهرم مي گفت !!!!
يه پيرزنه بعد از گرفتن نتيجه آزمايشش که نوشته بود: شما حامله ايد، مي گه: اوا ننه به بادمجون هم ديگه نمي شه اعتماد کرد !!!
غضنفر مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد خونه. از پسرش ميپرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر دوست شدم، لخت شد و گفت:
همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن. هر چي مي خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم !!!
غضنفر از دست شکمش شاکي مي شه و ميگه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردي. شکمش ميگه: اگه ناراحتي، من کار کنم و بدم تو بخوري!!
خواستگاری
قزوینیه تو خواستگاری جواب رد می شنوه، رو ک..ن داداش عروس اسید می پاشه
فیلسـوف
یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم
بچه
به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید؟ میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم
ما، ما
لره میخواسته ترتیب گاو شو بده، گاوه میگه: ما، ما, لره میگه: خفه شو، اول ما، بعد تو
زايده
استاد زيست شناسي داشته آلت جنسي مرد رو توضيح ميداده، ميگه: اين آلت مثل زايده ايست كه به بدن مرد چسبيده، جاسم جان لطفاٌ بيا اينجا براي كلاس تشريح كن. جاسم جان هم كه از قضا عرب بوده مياد پاي تخته و ميكشه پايين .استاده يك نگاهي ميكنه، ميگه:بله همونطوري كه گفتم، جاسم زايده ايست كه به اين آلت چسبيده
جکی جان
ترکه با جکی جان دعوا میکنه , جکی جان لباسشو پاره میکنه و میگه : آده… پنچه ی عقاب ..ترکه هم شلوارشو میکشه پایین و میگه :ها!! .ک..ر خر
معادله پاياپاي
رشتيه به زنش مي گه اين ساعته که دستته از کجا اوردي؟ مي گه: معادله پاياپاي کردم, يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم
خميازه
ميدونيد فلسفه خميازه كشيدن چيه؟ شيطون مياد در گوش ضمير ناخودآگاهت و ازت ميپرسه: اندازه سوراخ باسنت چقدره
اسم خارجي
ترکه دوست دخترش رو ميبره خونه، دختره بهش ميگه: من پريودم! بنده خدا ميگه: من ميميرم واسه اسمهاي خارجي
تجاوز
بنده خدا ميره جهنم ميبينه همه دارن ترتيب همديگه رو ميدن! ميپرسه: اينجا چه خبره؟ ميگن: هر كسي به هر كي كه تجاوز كرده، حالا بايد پس بده! بنده خدا ميگه: واي . . . . . اون خره
نماز جماعت
در پایان نماز جماعت دانشگاه آزاد قزوین : به بغل دستی میگن: قبول باشه . به جلویی میگن:حال دادی ای ول.به پشت سری میگن حالتو به موقعش میگیرم
عشق
به ترکه میگن با بند، دندان و عشق شعر بگو. میگه: چو بند کرست با دندان باز شد، یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
پنجشنبه جمعه ها
از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقدر سرش شلوغه که به خودم نمیرسه
سئوال : برخي خانم ها مثل چي هستند ؟
خانم ها مثل راديو هستند
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
خانم ها مثل موبايل هستند
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
خانم مثل فلزياب هستند
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند
########################
مرد ها مثل چي هستند ؟
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها مثل « كامپيوتر » هستند
كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها مثل « سيمان » هستند
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها مثل « باران بهاري » هستند
هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها مثل « موز » هستند
هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
1.هنرپيشه معروف سينما: محمدرضا......
الف:گلزار ب:علف زار
ج:دشت د:گندمزار
2.هنرپيشه اسبق زير آسمان شهر: رضا......
الف:ماكسيما ب:فولكس
ج:خاور10تن د:ژيان
3.بازيگر نقش اول سريال سفر سبز:
الف:پارسا پيروزفر ب:فارسا فيروزفر
ج:پارسا پيروزپر د:پارسا فيوز پر
4.اسم آخرين كاست عرشيا:
الف:ديوونه ب:خل و چل
ج:عجوج مجوج د:منگل
5.سبك خوانندگي خشايار اعتمادي:
الف:پاپ ب:اسقف
ج:راهبه د:آبگوشتي
6.نام يك تيم انگليسي:
الف:ميدلز برو ب:ميدلز بيا
ج:ميدلز بودي حالا د:ميدلز برو گمشو
7.دروازه بان معروف انگليسي:
الف:ديويد سيمن ب:ديويد سيگرم
ج:سيمثقال د:ديويد سيتن
8.در بيت زير چه صنعتي بكار رفته: ((بيوفايي،بيوفايي،دل من از غصه داغون شده))
الف:ايهام ب:صنعت نفت
ج:پتروشيمي د:شموشك نوشهر
9.يكي از وسايل اصلي در ساختمان عينيك و ديگر وسايل اپتيكي:
الف:عدسي ب:لوبيا با پياز
ج:كاچي د:فرني
10.دانشمندي كه بين بار الكتريكي و جرم الكترون ها و سرعت آنها رابطه اي نوشت:
الف:تامسون ب:بم
ج:واشنگتن د:قوچان
11.نام ديگر اسيد فرميك:
الف:جوهر مورچه ب:سلام مورچه
ج:جوهر سرندي پيتي د:مگمگ و دوستان
12.گازي كه در قديم در يخچالها بكار مي رفت:
الف:فرئون ب:ابرهه
ج:نمرود د:فتحعليشاه
13.عناصر رديف آخر جدول تناوبي را گازهاي...... ناميده اند:
الف:نجيب ب:بي بخار
ج:قزبيط يا قضبيط(و قس) د:گلابي
شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي با هم بريم (فال قهوه روسي يخ زده) بگيريم.ميگن خيلي جالبه, همه چي رو درست ميگه به خواهر شوهر نازي گفته (شوهرت واست يه انگشتر ميخره)خيلي جالبه نه؟ سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
یکشنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم (كلاسهاي روش خود اتكايي بر اعتماد به نفس )ثبت نام كنيم هم خيلي جالبه هم اثرات خيلي خوبي در زندگي زناشويي داره, تا برگردم دير شده,سر راه يه چيزي بگير بيار!
دو شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم شوي (ظروف عتيقه).ميگن خيلي جالبه.ممكنه طول بكشه.سر راه از بيرون يه چيزي بگير و بيار!
سه شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز من و نازي قراره با هم بريم براي لباس مامانم كه ميخواد براي عروسي خواهر نازي بدوزه دگمه بخريم.تو كه ميدوني فاميل مامانم اينا چقدر روي دگمه حساسند!ممكنه طول بكشه.سر راه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
چهارشنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي با هم بريم براي كلاس (بدنسازي)و (آموزش ترومپت)ثبت نام كنيم.همسايه نازي رفته ميگه خيلي جالبه.ترومپت هم كه ميگن خيلي كلاس داره مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله.سر راه يه چيزي بگير بيار!
پنج شنبه:
مرد:عزيزم امروز ناهار چي داريم؟
زن:ببين امروز قراره من و نازي بريم خونه همسايه خاله نازي كه تازه از كانادا اومده.ميخوايم شرايط اقامت رو ازش بپرسيم.من واقعاً از اين زندگي (خسته )شدم!چيه همش مثل كلفتها كنج خونه! به هر حال چون ممكنه طول بكشه يه چيزي از بيرون بگير بيار!
جمعه:
مرد:عزيزم امروز چي ناهار داريم؟
زن:ببينم تو واقعاً (خجالت) نميكشي؟يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نميدونم به شما مرداي ايروني چي بايد گفت!نه واقعاً اين خيلي توقع بزرگيه كه انتظار داشته باشم فقط هفته اي يه بارشوهرم من رو براي ناهار بيرون ببره؟!؟!؟
اس ام اس انگلیسی با معنای فارسی عاشقانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love is the best
عشق بهترین است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love the heart that hurts you, but never hurt the heart that loves you
قلبی را که به تو صدمه زد دوست بدار و اما هیچ گاه قلبی که عاشقت است را آسیب مرسان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love isn't just for the smart of talented, but for all the amimals God created
عشق تنها متعلق به انسان های باهوش و نابغه نیست٬بلکه متعلق به تمام حیواناتی است که خدا خلقشان نموده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
True
love does not come by finding the perfect person, but by learning to see an imperfect person perfectly
عشق به معنای یافتن انسانی بی نقص نیست٬ بلکه بی نقص دیدن انسانی ناقص است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Grief and tragedy and hatred are only for a time. Goodness, remembrance and love have no end
ناراحتی٬مصیبت و کینه تنها برای یک لحظه (یا یک زمان خاص)است.خوبی در یاد ماندنی و عشق پایانی ندارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love is fire. But whether it's gonna warm your heart or burn your house down you can never tell
عشق آتش است.اما هیچ وقت نمی توانی تشخیص دهی که این آتش قلبت را گرما می بخشد ٬ یا آنکه خانه ات را در آتش می سوزاند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Divine Love always has met and always will meet every human need
عشق الهی همیشه دیده و یافت شده و برای همیشه نیازهای بشری را برآورده می سازد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
If you love something, set it free. If it comes back, it was, and always will be yours. If it never returns, it was never yours to begin with
اگر عاشق کسی هستی٬آزادش بگذار.اگر بازگشت ٬او مال تو بوده و همیشه خواهد ماند
اما اگر بازنگشت ٬هیچوقت متعلق به تو نبوده تا عشق(یا زندگی)را با وی شروع کنی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love doesn't make the world go 'round. Love is what makes the ride worthwhile
عشق چیزی نیست که باعث چرخش و گذر دنیا می گردد بلکه عشق این گذر را ارزشمند می سازد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
To love is to receive a glimpse of heaven
عشق رسیدن به تلالویی از بهشت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
If you don't love everybody, you can't sell anybody
اگر عاشق نیستی ٬نمی توانی کسی را جلب کنی(کسی درکت نمی کند)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Loves conquers all things except poverty and toothache
عشق همه چیز را تسخیر می کند جز٬فقر و دندان درد را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Never let a problem to be solved become more important than a person to be loved
هیچوقت نگذار مشکلی که باید حل گردد از فردی که باید دوست داشته شود٬مهمتر گردد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
The secret of love is seeking variety in your life together, and never letting routine chords dull the melody of your romance
رمز عشق٬یافتن تنوع در زندگی با یکدیگر است و آنکه هیچگاه نگذاری اعمال(تار)های روزمره(عادی) ملودی عشقت را خسته کننده نماید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
To be loved, be lovable
مورد محبت بودن٬دوست داشتنی است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Love is the triumph of imagination over intelligence
عشق پیروزی تخیل بر عقل است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Talk not of wasted affection; affection never was wasted
از عواطف هدرشده صحبت نکنید٬محبت و عاطفه هیچگاه هدر نمی روند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــ
براي عشاق:
Always, deep within my soul,
I know we have a love like no other.
هميشه از اعماق وجودم
مي دانم كه عشق ما بي مانند است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
What we share is something others
only hope for and dream of,
but few ever experience.
ما عشقي را با يكديگر تقسيم مي كنيم
كه سايرين تنها مي توانند آرزوي ديدن رويايي از آن را
در سر مي پروانند
اما حتي به اينهم دست نمي يابند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Our love is magical beyond belief.
Always, without hesitation,
you give of yourself completely.
عشق ما جادويي فراتر از باور است
هميشه و بدون ترديد ،خود را كاملاً در اختيارم قرار مي دهي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
You have reached the very depths of my soul,
bringing out emotions I never knew I had
and unveiling an ability to love
I never thought possible
به اعماق روح من رخنه كردي و بدان دست يافتي
و احساساتي را در من برانگيختي كه حتي از داشتن آن بي خبر بودم
و قدرت آشكاري از عشق را زنده كردي كه حتي گمان نمي بردم ممكن باشد
-
-
-
× سنگ قبرم را نميسازد کسي ×
× مانده ام در کوچه هاي بي کسي ×
× بهترين دوستم مرا از ياد برد ×
× سوختم خاکسترم را باد برد ×
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
در اين درگه که گه گه کَه کُه و کُه کَه شود ناگه مشو غره به امروزت که از فردا ناي اگه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
یک نصیحت که یکی از دوستان داغ دیده برام فرستاده: هرگز به نشانههای آبی و قرمز شیرهای آب سرویسهای بهداشتی اطمینان نکن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) • باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) • اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب) • وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
پوتين براي سربازان جديد - دستبند 3 عدد - پول گاز و برق را بايد بدهيم - پول آب را هم جدا - بازداشتگاه نم كشيده – و دیگر هیچ ..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
. عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش ، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون ضرب در صفر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
شهر بي عشق خراب است بيا تا برويم/ عشق اين شهر سراب است بيا تا برويم/ جاي بوي خوش قرآن خدا از لبها/ بوي گنداب شراب است بيا تا برويم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
آنکه ديوانه شد عاشق نبود مست بود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
تکرار مي شود هياهوي خالي و پوچ.... من را در حريم امن چشمانت به آرامش برسان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
آخر گذشت آن زمان کهنه ي ديدار رفت آن ثانيه هاي پر هياهو شکست آن لحظه هاي زيبا و تو ، چه ساده گذشتي از اين همه احساس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
نه طوطی باش که گفته ی دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته ی خود را هدر دهی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نميتواني او را ببخشي، بدانكه اشكال در كوچكي قلب توست، نه دربزرگي گناه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
ناگهانی تر از آمدنت ،می روی بی بهانه من می مانم و باران های بی اجازه و قلب عاشقی که سپاسگزارت می ماند تا ابد: متشکرم که به من فهماندی که: چقدر می توانم دوست بدارم و عاشق باشم بی توقع!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
من غروبش را مینگرم و تو طلوعش را من وداعش را می شنوم و تو سلامش را من بدرودش را و تو درودش را از من قهر می کند و با تو آشتی می خواهم به او پیغام بدهم تا از سوی من ببوسدت اما صدایم را نمی شنود و در هاله ی ابر پنهان می شود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
سادگی شخصیت، نتیجه پیچیدگی فکر است. درباره آدمها از سوالاتی که میپرسند قضاوت کن نه از جوابهایی که میدهند. (ولتر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
عشق عقل را کور میکند ، پس سعی کن عاشق کسی باشی که حاضر باشد به جای تو ببیند تا زمیننخوری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
هر گز ندانستم چگونه ستایش کنم تا این که آموختم چگونه دوست بدارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
قلب من به قلب تو خورده گره ، نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
به نام آن كس كه طاووس را آفرید، تا بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
دخترک همیشه به پسرک میگفت من برای 3 چیز عاشق تو شدم ::: 1-نجابت 2-وفاداریت 3-زیباییت پسرک روز تولد دختر 3 حیوان خانگی به او هدیه داد 1-اسب 2-سگ 3-قناری تا دخترک خواست دلیلش را بپرسد پسرک رفته بود برای همیشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
زنان هوشيارتر از آن هستن که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
تاريکترين ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشيده پس هميشه اميد داشته باشين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
خوشبختی را در درون خود (در دید خود نسبت به زندگی ) ججست و جو کنید نه در اطراف خود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
كسی كه یكبار مرا فریب می دهد برای او ننگ است ولی كسی كه دو بار مرا فریب می دهد ننگ برای من است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
دیگران را ببخش نه برای اینکه آنها لایق بخشش اند به خاطر اینکه شما لایق آرامش هستید زرتشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
قبل از اینکه مایه ی پند آیندگان شوی از گذشتگان پند بگیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
خردمند از آن جا که رقابت نمی کند،هیچ کس در جهان را یارای رقابت با او نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
آن که بر دیگران پیروز می شود،نیرومند است.
آن که بر خود پیروز می شود،
شکست ناپذیر است. پس فروتن باش،و اما غرور خویش را حفظ کن.
خم شو،اما سرافراز بمان.
خود را خالی کن،اما سرشار بمان است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
يادت باشه : كسي رو براي دوستي انتخاب كني كه دلش اونقدر بزرگ باشه كه براي جا شدن توش ، مجبور نشي خودتو كوچيك كني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
ستاره بخت هيچ كس شوم نيست . اين ما هستيم كه آسمان را بد تعبير مي كنيم ( ارنست همينگوي)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
جاده زندگی نباید صاف و یک دست باشد وگرنه خوابمان می گیرد ، دست انداز ها نعمت اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــ
با شجاعان عالم و درندگان وحشی روبرو شدم ولی هیچ کس مانند
همنشین بد بر من غلبه نکرد
-
-
-
× سنگ قبرم را نميسازد کسي ×
× مانده ام در کوچه هاي بي کسي ×
× بهترين دوستم مرا از ياد برد ×
× سوختم خاکسترم را باد برد ×
کاش ميدانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسی جاری ميشود،و آخرين سياه پوش که مرا به فراموشی ميسپارد چه کسی خواهد بود.تا قبل از مرگم جانم را فدايش کنم
_______________________
از خدا پرسيدم چه چيز تو را ناراحت ميکند؟ خداوند فرمود:هر وقت بنده ايی با من سخن ميگويد،چنان به حرفهای او گوش ميدهم که گويی به جز او بنده ديگری ندارم.ولی او چنان سخن ميگويد که انگار من خدای همه هستم الّا او
________________________
وقتی با يک انگشت به طرف کسی اشاره ميکنی و اون رو مسخره ميکنی،اگه خوب نگاه کنی ميبينی که سه تا انگشت ديگه به طرف خودته
_______________________
وقتی از همه جا ناميد شدی برو توی کوه و فرياد بزن آيا اميدی هست؟ آن موقع خواهی شنيد اميدی هست هست هست...
_______________________
زمانی که کنار رودخانه بودم نگاهم به قله کوه بود،به قله کوه که رسيدم سرا پا محو تماشای رودخانه شدم
_______________________
کسی که ميخواهد رازی را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازی دارد،کتمان کند
_______________________
لذتی که در فراق است در وصال نيست،چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق
________________________
در توفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
________________________
ترجيح ميدم رو موتور سيکلت بشينم و به خدا فکر کنم تا اينکه تو کليسا بشينم و به موتور سيکلت فکر کنم(مارلون براندو)
_________________________
هر رفتنی رسيدن نيست،اما برای رسيدن راهی جز رفتن نيست
_________________________
عشق آن نيست که به هم خيره شويم،عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريم
_________________________
من غمگين بودم که چر کفش ندارم.اتفاقاً مردی را ديدم که پا نداشت
__________________________
ميگن دوست خوب مثل دست و چشم ميمونه.وقتی دست زخمی ميشه،چشم گريه ميکنه.وقتی چشم گريه ميکنه،دست اشک رو پای ميکنه
___________________________
هيچکس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه ميتوانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند
_________________________
هيچ چيز ويرانگر تر از آن نيست که متوجه شويم کسی که به آن اعتماد داشته ايم عمری فريبمان داده است
__________________________
دنيا آنقدر وسيع هست که برای همه مخلوقات جايی باشاد پس به جای آنکه جای کسی را بگيريم تلاش کنيم جای واقعی خود را بيابيم
__________________________
اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به هم نا محدود ميشود
هر آنچه مرا نکشد،قويترم خواهد سخت
_______________________
کسی رو که دوستش داری آزاد بگزر،اگر قسمت تو بحثد بر ميگردد وگرنه بدان که از اول ماله تو نبوده ست..
_______________________
ترس از رنج از خود رنج بدتر است.....(پاولو کوييلو)
_______________________
عشق در لحظه پديد می آيد و دوست داشتن در امتداد زمان.اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است
_______________________
زندگی زيباست نه به زيبايی حقيقت..حقيقت تلخ است نه به تلخی جدايی...جدايی سخت است نه به سختی تنهايی..
_______________________
عشق مثل رانندگی می مونه،اگه به کسی نزنی مطمئن باش يه نفر بهت ميزنه
_______________________
ماهی به آب گفت: تو نميتونی اشکای منو ببينی،چون من توی آبم...آب جواب داد اما من ميتونم اشکای تورو احساس کنم،چون تو توی قلب منی
_______________________
چقدر سخت است گل آرزوها يت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت بشکنی و آنوقت آرام زيره لب بگويی:گل من،باقچه نو مبارک
_______________________
تجربه شانه ايست که طبيعت وقتی ما کچل ميشويم،به ما ميدهد.
_______________________
شايد کسی را که با او خنديده ايد فراموش کنيد.اما کسی را که با او گريستيد هرگز فراموش نخواهيد کرد
_______________________
غم و شادی در يک خانه زندگی ميکنند.به آهستگی شادی کن تا غم بيدار نشود
_______________________
بچه همواره سه چيز به يک آدم بزرگ بياموزد:1- شاد بودن بدون دليل 2-دايم به کاری مشغول بودن 3-تقازا کردن آنچه با تمام وجود ميخواهد
_______________________
دل آدمی بزرگتر از اين زندگيست و اين.راز تنهايی اوست
_______________________
همه چيز در پايان خوب است.اگر خوب نباشد بدانيد هنوز به نقطه پايان نرسيده ايد
_______________________
حمقانه است که بخواهی از اشتباهت ديگران در امان باشی.چنين کاری غير ممکن است.فقط سعی کن از اشتباهت خودت در امان باشی
_______________________
شما ممکن است بتوانيد گلی را زير پا لگد مال کنيد،اما محل است بتوانيد عطر آن را از فضا محو سازيد(ولتر)
_______________________
در قبرستان همه جسم ها مرده اند و در غير قبرستان همه روح ها
_______________________
زندگی مانند بازی شطرنج است که اگه بازی نکنی ميگن بلد نيست اگه بد بازی کنی ميبازی و اگه خوب بازی کنی همه در پی شکست دادن تو خواهند بود
:: 5 روش عاشق كردن ::
برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازيگرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. خيلي خوب ميشد هركسـي را كـه خـواهان او بـوديـد سـهـل و آسـان بـه دستمياورديد بدون آنكه نياز به نقش بازي كردن داشته باشيد.اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اينگونه عمل نـمـيكند.بعضي وقتها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماههاخود را به آب و آتش ميزنيد به عشق او زنـدگي ميكنـيد وحسرت داشتنش را ميكشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آنگونه نيز نميـبـاشـد كه شخصي را برغم خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـكها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اينطور فكر نميكنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد




